خدایا بگیر هــــر آنچه تـــــو را از ما میـــ گیـرد

۴۴ مطلب با موضوع «فنجانی چای با خدا» ثبت شده است

فنجانی چای با خدا قسمت های 87_88

بسم الله النور


آن نیمه شبِ پر هیاهو، من فقط اشک ریختم و حسام زبان بازی کرد محضِ آرام شدنم و دانست که گفته اش آتش زده بر وجودم و به این آسانی ها خاموش نمیشوم..

۲۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
طلبه آینده

فنجانی چای باخدا قسمت های 85_86

بسم الله النور


دیدنِ حسام آن هم درست در نقطه ی صفر دنیا، یعنی نهایت عاشقانه ها..
دستم را گرفت و به گوشه ای از خیابان برد

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه آینده

فنجانی چای با خدا قسمت های 83_84

بسم الله النور


آن مرد رفت؛ وقتی که باران نمیبارید، آسمان نمی غرید و همه ی شهر خواب بودند، به جز من..

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه آینده

فنجانی چای با خدا قسمت های 81_82

بسم الله النور


حالا دیگر روزهایِ زندگیم، معمولی و روتین نمیگذشت.
پر بود از شبیه به هیچ کس نبودن.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه آینده

فنجانی چای با خدا قسمت های 79_80

بسم الله النور


یک جشن عقد کوچک و مذهبی.
این دور ذهن ترین اتفاقی که هیچ وقت فالش را در فنجانِ قهوه ام ندیده بودم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه آینده

فنجانی چای با خدا قسمت های 77_78

بسم الله النور


آن شهید..
پدریِ مردی که دچارش شده بودم، پدرانه ها خرج کرده بود.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه آینده

فنجانی چای با خدا قسمت های 75_76

بسم الله النور

آن ظهر درست در وسط حیاتِ امامزاده شکستم و تکه هایم را به خانه آوردم.

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه آینده

فنجانی چای با خدا قسمت های 73_74

بسم الله النور


چقدر خدا را شکر کردم که مادرِ فاطمه نامش، چیزی متوجه نشد و حسام بی سرو صدا، جان سالم به در برد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه آینده

فنجانی چای با خدا قسمت های 71_72

بسم الله النور


مدتی از هم صحبتی مان میگذشت و جز چشمان غم زده ی دانیال، زبانش به رویم نمیآورد سرِ بی مو و صورتِ اسکلتی ام را و چقدر خود خوری میکرد این برادرِ از سفر رسیده.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه آینده

فنجانی چای با خدا قسمت های 69_70

بسم الله النور


چند روز از آخرین تماس با یان و دیدار با حسام میگذشت و من مطالعه ی کتابی با مضمون نقش زن در اسلام را شروع کرده بودم.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
طلبه آینده